|
دست نوشته های یک روزنامه نگار
|
نمايشنامههاي «اوژن يونسكو» و بهخصوص نمايشنامههايي چون «درس» و «آوازهخوان طاس» او از جمله آثاري هستند كه مهر تائيدي بر كلام محور بودن آثار اين نويسنده ميزنند و او در نمايشنامههايش تا آنجايي كه بتواند؛ براي كمرنگ كردن نقش و تاثير كارگردان در اجرا پيش ميرود و حتي در كارگرداني هم تا آنجا كه بتواند قدم پيش ميگذارد و حتي ميزانسنها را هم همانطور كه مي پسندد از طريق توضيحصحنه بركارگردان تحميل و ديكته ميكند و از همينروست كه گام برداشتن به سمت آثار او براي اجرا در همان گام نخست، بسيار دشوار مينمايد.
يونسكو در اغلب آثارش بر كلام تكيه ميكند و البته در تمام آثارش نگاهي عميق و رو به آتيه در زمينه مسائل اجتماعي داشته كه اين نگاه در آثارش عمدتا در غالب كلام تجلي ميكند و در نمايشنامههاي او؛ با آنكه به لحاظ مضمون و محتوا مدرن مينمايد اما در حيطه اجرا از نوعي كهنگي رنج ميبرد كه اين كهنگي بزرگترين بلاي دامنگير كارگردان محسوب ميشود و حداقل در ايران اغلب كارگرداناني كه قصد اجراي آثار او را داشتهاند با اين معضل روبرو بودهاند؛ اين معضل حتي در اجراي يكي از بزرگترين كارگردانان سينماي ايران كه براي نخستين بار صحنه را تجربه ميكند، تا حد زيادي ديده ميشود و گويا داريوش مهرجويي را هم از آن گريزي نبوده است.
رئيس جديد شوراي نظارت و ارزشيابي اداره كل هنرهاي نمايشي كه در بدو ورودش به اين اداره خبر از ايجاد ساز و كار جديد براي برطرف شدن مشكلات نحوه تقاضاي بررسي آثار داده بود، در زماني كمتر از 6 ماه ثابت كرد كه نه تنها از ساز وكار جديد خبري نيست، بلكه حتي توانايي اداره امور به شكل گذشته را هم ندارد.
بر اساس مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي نظارت موظف به برسي و ارزيابي آثار است و در زماني كه نمايش با معيارها و موازين شرعي مغايرت نداشته باشد، موظف به صدور پروانه نمايش براي گروههاي متقاضي است. اين در حاليست كه هم اينك نمايش «هدا گابلر» كه با مجوز اين شورا، اجرايش را در تالار چهارسوي تئاتر شهر آغاز كرده بود در محاق توقيف بهسر ميبرد و كارگردان نمايش هم با قيد وثيقه آزاد است.

همچنين نمايش «متولد1361» هم كه با مجوز اين شورا و به عنوان نمايش بخش خصوصي و به تهيهكنندگي مستقل از بودجه دولتي، در تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه بود، با پديد آمدن مشكل براي نمايش «هدا گابلر» با جواب رد شوراي نظارت مبني بر تمديد اجرا، عليرغم استقبال كم نظير از نمايش روبرو شد تا مشخص شود شوراي نظارت و ارزشيابي نمايش يا بر حيطه كارياش تسلط و شناخت كافي ندارد يا شجاعت لازم براي دفاع از عملكردش را دارا نيست!
اجراي نمايش «هدا گابلر» از روز گذشته و بر اساس آنچه كه ترويج اباحهگري، ابتذال و عاديسازي چندشوهري، اختلاط زن و مرد و استفاده از نمادهاي يك فرقه انحرافي موسوم به «بردگي جنسي و فراماسونري» و ديگر اقدامات ضدارزشي از سوي يكي از رسانهها خوانده شده بود، فعلا منتفي شده است.

اين در حاليست كه همزمان با انتشار اخبار متناقض از سوي اداره كل هنرهاي نمايشي و تئاتر شهر، كارگردان نمايش در دادسراي عمومي و انقلاب تهران در حال پاسخگويي درباره اجراي نمايش بوده كه بامجوز اين ادارهكل روي صحنه رفته است!
رئيس شوراي نظارت و ارزشيابي ادارهكل هنرهاي نمايشي از علت توقف موقت اين نمايش اظهار بياطلاعي ميكند و در پاسخ ميگويد: «شما از كجا ميدانيد اين نمايش توقيف شده است؟!»
اين در حاليست كه صبح روز گذشته روابط عمومي اداره كل هنرهاي نمايشي با ارسال نمابري به رسانهها از توقف موقت اجراي اين نمايش بهمنظور جلوگيري از بروز مشكلات احتمالي خبر داده بود.

مسعود عابديننژاد، رئيس شوراي ارزشيابي اداره كل هنرهاي نمايشي درباره اينكه چگونه بدون اطلاع او چنين خبري منتشر شده است، ميگويد: «در دو روز گذشته در محل كارم حاضر نبودهام و در اينگونه مواقع جانشين اينجانب اقدام به تائيد و ارسال اخبار اينچنيني ميكند.»
وي همچنين با امتناع از معرفي جانشين شوراي نظارت و ارزشيابي، مسئوليت توقف اجراي اين نمايش را با حسين مسافرآستانه، مدير كل هنرهاي نمايشي ميداند و پاسخگويي در اين زمينه را به او محول ميكند.
در نمابر ارسالي از شوراي نظارت و ارزشيابي اداره كل هنرهاي نمايشي كه روز گذشته برا ي رسانهها ارسال شده بود، آمده است :«اجراي نمايش «هدا گابلر» تا اطلاع ثانوي وبنا به دستور شوراي نظارت وارزشيابي اداره كل هنر هاي نمايشي متوقف شد. با توجه به حساسيتهاي ايجاد شده از سوي برخي از اهالي رسانه و مسئولان فرهنگي؛ اجراي نمايش «هدا گابلر»جهت بررسي مجدد توسط شوراي نظارت وارزشيابي اين اداره كل و جلوگيري از تشويش افكار عمومي و توجه به دلنگراني هاي مسئولان فعلا متوقف ميشود.»
http://www.tehrooz.com/1389/8/18/TehranEmrooz/418/Page/20/
«بررسی پرونده های مالی انجمن هنرهای نمایشی کلید خورد»؛ تيتر روز گذشته يكي از خبرگزاريها بود كه از رسيدگي به پروندههاي مالي در ادارهكل هنرهاي نمايشي خبر ميداد.در ميان سكوت سنگيني كه اينروزها در عرصه تئاتر كشور حاكم شده است، انتشار چنين اخباري هم نميتواند براي اهالي تئاتر كه حالا بيش از شش ماهي است موفق به دريافت مطالبات و دستمزدهاي معوقهشان نشدهاند، اميدبخش باشد.

در سالهاي گذشته هم يكبار بحث سوء استفاده مالي و اختلاس مطرح شده بود و در آن زمان تني چند از خبرنگاران با جديت پيگير اين قضيه بودند كه درنهايت جز حكم اخراج يكي از آنان از محل كارشان، اتفاق ديگري در روند پيگيري اين مسئله رخ نداد و پرونده بهطور كامل و براي هميشه به بايگاني تاريخ سپرده شد اما اين بار به نظر ميرسد اراده جدي و جديدي در پيگيري اين موضوع پديدار شده است.گروه بررسان تاکنون سه نفر از مدیران سابق این انجمن را که هم اکنون نیز دارای پست دولتی هستند، برای ادای توضیحات، احضار کرده اند.چندي پيش و در پی اعتراض برخی از اهالی تئاتر به نحوه پرداختهای انجمن هنرهای نمایشی، در دوره فعالیت مدیر پیشین این انجمن، سازمان حسابرسی در این انجمن مستقر شد. در سالهاي گذشته و در پي شكايتهاي هنرمندان، بارها هياتهايي از سوي دفتر بازرسي ارشاد در اداره كل هنرهاي نمايشي مستقر شده و به حسابرسي و بررسي اعتراضات و شكايتها پرداختهاند كه البته هربار بدون اعلام نتيجهاي مشخص اين بازرسيها به پايان رسيده و هنرمندان همانند سابق بهنشستن پشت در اتاق مديران براي دريافت دستمزدهايشان قناعت كردهاند.بر اساس اين گزارش، گروه بررسان سازمان حسابرسی، در حال بررسي عملکرد مالی «انجمن نمايش»؛ این نهاد غیر دولتی كه تمامي پرداختهاي اداره كل هنرهاي نمايشي از طريق آن صورت ميگيرد، هستند.سازمان حسابرسی همواره با استقرار گروه های بررس عملکرد دستگاه های دولتی را بررسی میکند، اما از آنجا که انجمن هنرهای نمایشی به نوعی نهاد غیر دولتی محسوب می شود، بهنظر ميرسد این اقدام، در پی اعتراض های متعدد هنرمندان تئاتر به عملکرد مالی این انجمن صورت گرفته است.از جمله اعتراض های اهالی تئاتر که در رسانهها منتشر شد می توان به اعتراض حمیدرضا آذرنگ، نویسنده و کارگردان تئاتر که رئیس سابق اداره کل هنرهای نمایشی را به بستن قراردادهای صوری و اختلاس مالی متهم کرده و اعلام آمادگي كرده بود تا در صورت نياز مدارك لازم را افشا كند، اشاره كرد.
با گذشت حدود سه ماه از آن مصاحبه جنجالي نه تنها سند و مدركي منتشر نشد؛ بلكه حتي حميدرضا آذرنگ هم در تبعيت از پارسايي و شاهآبادي سكوت پيشه كرده و منزوي شده است.در حال حاضر كوچكترين اميدي از سوي هنرمندان، مبني بر به نتيجه رسيدن اين بحثها وجود ندارد و كمتر هنرمندي است كه با اميدواري از به نتيجه رسيدن اين مسئله سخني بهزبان بياورد.در حال حاضر عده زيادي از هنرمندان هرروز براي دريافت دستمزدهاي معوقهشان از سال گذشته با اميد به «انجمن هنرهاي نمايشي» مراجعه ميكنند اما دست خالي بازميگردند.«انجمن هنرهاي نمايشي» در سال 86 و در زمان رياست حسين پارسايي بر اداره كل هنرهاي نمايشي و پس از انحلال انجمن نمايش با قدمتي بيش از دو دهه، تاسيس شد.
در نخستين نگاه به بروشور نمايش نگاهي به نمايش «تنها سگ اولي ميداند چرا پارس ميكند مكبث» آنچه بيش از همه نمود دارد تلاش كارگردان براي رد نظريه ساعدي مبني بر آفريقايي بودن مراسم زار است.

ابراهيم پشتكوهي در بروشور نمايشاش تاكيد كرده تا مراسم زار را ايراني و تعلق به خطه هرمزگان معرفي كند از همي رو استدلالهايي هم ارائه كرده است اما در مواجهه با نمايش آنچه ديده ميشود نمايشنامهاي انگليسي از شكسپير است كه تلاش شده تا در قالب آئين زار روايت شود.
فصل تابستان، با پنجمين ماه حضور حميد رضا شاه آبادي بر مسند معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مصادف است اما در اين مدت، سرماي زمستان همچنان بر اين معاونت و زير مجموعههايش مستولي است و خواب زمستاني عميقي بر اين عرصه حاكم شده است.
در حاليكه در ماههاي گذشته هنرمندان، رسانهها و حتي مديران خواستار روشن شدن وضعيت و ايجاد ثبات در زير مجموعههاي معاونت هنري بودند اما شاه آبادي همچنان سكوت و بيتفاوتي نسبت به اين خواستهها پيشه كرده و موجي از بلاتكليفي را در عرصه هنرهاي نمايشي، موسيقي و تجسمي پديد آورده كه اين رويكرد حاصلي جز بلاتكليفي مديران و هنرمندان را در پي نداشته است.
بيترديد عنوان هر نمايش و نمايشنامهاي نخستين نشانه براي شناسايي آن متن است كه اصولا در همان نگاه و خوانش اول متن، مخاطب به راحتي مي تواند به تشخيص نمايشنامه بپردازد و علاوه بر آن؛ عنوان نمايشنامه كاركردي چون اطلاعرساني و حتي جلب توجه را هم در خود نهفته دارد كه اين تفاسير در نمايش «بپا از اتوبوس جا نموني» جايگاهي ندارند و دست بالا صرفا ميتوان كاركرد جلب توجه را در آن ارزيابي كرد كه البته اين مورد هم به دليل اينكه حائري داعيهدار تئاتر حرفهاي است، نميتوان اين مورد را هم مطلوب ارزيابي كرد.
آنچه كه از عنوان نمايش بر ميآيد با توجه به خط الرسم محاورهاي نمايش نميتواند تصويري جدي از يك اثر را ارئه كند و بيشتر يك بازي نمايشي و يك اتود گروهي براي كسب يك تجربه جديد از يك گروه آماتور را تداعي ميكند كه با توجه به پيشينه و سابقه كارگردان نميتوان چنين تصوري را صحيح انگاشت.
زان كلود كريير با آنكه در جهان و به خصوص در اروپا نمايشنامه نويس شناخته شدهاي است اما در ايران آثار او كمتر ترجمه و اجرا شدهاند و همين مسئله سبب شده تا ايرانيان شناخت كمي نسبت به اين نويسنده مدرنيست فرانسوي كه اتفاقا داراي آثار در توجهي هم هست، داشته باشند.

نمايش «روال عادي» دومين نمايشنامه از اين نويسنده فرانسوي است كه پس از نمايشنامه «دفتر يادداشت» در ايران روي صحنه ميرود.كريير علاقه فراواني به روابط انساني و موقعيتهايي كه انسانها يكديگر را در آن قرار ميدهند دارد و در اين دو نمايشنامه اجرا شده اش در ايران اين مساله را ثابت كرده است.
تعطيلات سال جديد به پايان رسيد و تالارهاي نمايشي و اداره كل هنرهاي نمايشي به تدريج از خواب زمستاني بيدار ميشوند و فعاليتهاي تالارهاي نمايشي امروز و فردا آغاز ميشود و تا پس از تعطيلات يك ماهه شاهد رونق دوباره تالارهاي نمايشي باشيم.
آن طور كه از شواهد پيداست، حسين پارسايي، مدير كل هنرهاي نمايشي در سمت خود ابقا شده است. انتشار پيشنهادهاي هشت گانه از جانب وي در سيزدهمين روز از فروردين مهر تأييدي بر اين ادعاست.

وي در يادداشت نوروزي خود به مطالب و موضوعات جالبي اشاره كرده بود كه بيترديد پرداختن به آنها ميتواند ثمرات مثبتي براي تئاتر كشور داشته باشد.
اما در اين يادداشت جاي خالي نكاتي هم احساس ميشد كه پرداختن به آنها هم ميتواند در رسيدن به مقصود، مثمرثمر باشند. بهروز غريبپور و بهزاد فراهاني از هنرمندان پيشكسوت تئاتر در اين زمينه پيشنهادهاي جالبي را به «جوان» ارائه دادند.
سال89 برخلاف سال 88 كه با بلاتكليفي درباره تغيير مديريت اداره كل هنرهاي نمايشي به پايان رسيده بود، با خبر ابقاي حسين پارسايي، مديركل هنرهاي نمايشي آغاز شد تا ضربالمثل «سالي كه نكوست از بهارش پيداست...» مصداق خوبي براي آغاز سال تئاتري جديد باشد.
در نخستين روز پس از تعطيلات نوروزي، حسين پارسايي با انتشار نامهاي در 8 بند پيشنهادهايي را براي اصلاح اوضاع تئاتر يادآوري كرده بود كه ميتواند چراغ راه خوبي براي پيمودن يك سال تئاتري جديد باشد.

سال 88 (يعني درست يك سال قبل) در حالي آغاز شد كه پارسايي زمزمه رفتن سرداده بود و موجي از بلاتكليفي در ميان هنرمندان وجود داشت و همگان در انتظار بهسر ميبردند و وضعيت چندان مشخص بر اوضاع تئاتر حاكم نبود و همگان در انتظار تغيير و تحولاتي عمده به سر ميبردند كه البته هرگز اينگونه نشد.
اما سال 89 گويا از اين اتفاقات و رويدادها خبري نيست و همگان انتظار يك ثبات كامل را دارند و به اميد برنامهريزي بلندمدت سال جديد را آغاز كردهاند.
پارسايي پيش از اعلام رسمي خبر ابقايش اقدام به اعلام برنامههايش كرد و افقهاي تازهاي را پيشروي هنر تئاتر در سال جديد گشود كه در واقع ميتوان از اين يادداشت و پيشنهادات هشتگانهاش به عنوان سند جامعي براي توسعه تئاتر در سال جديد ياد كرد.
به نظر ميرسد پارسايي امسال با برنامهتر از سالهاي گذشته و مصممتر از چهار سال پيش كه براي نخستين بار به اين سمت منصوب شد؛ فعاليتش در اداره كل هنرهاي نمايشي را آغاز كرده است. اين سند از قدرت ماندگاري بالايي برخوردار است و بايد منتظر ماند و ديد تا پايان سال چند درصد از اين برنامهها شكل اجرايي به خود ميگيرد يا اينكه تنها بر صفحه كاغذ ماندگارياش را حفظ خواهد كرد.
توسعه فضاهاي نمايشي يكي از اصليترين و ضروريترين نيازهاي تئاتر امروز است كه ميتواند معضل اصلي تئاتر ايران يعني كمبود تالارهاي نمايشي جبران كند.
پارسايي در نخستين بند از پيشنهاد هشتگانهاش به اين نكته اشاره كرد و آن را ضروري دانسته است. بيترديد تغيير كاربري تالارهاي نمايش ميتواند جوابگوي بخشي از سيل عظيم متقاضيان اجراي نمايش باشد.
در چهار سال گذشته كمتر توجهي نسبت به اين مسأله صورت گرفت و اداره كل هنرهاي نمايشي قدم تأثيرگذاري در اين زمينه برنداشت؛ اما جاي اميدواري است تا امسال شاهد تلاشهاي اداره كل هنرهاي نمايشي و همراهي ساير ارگانها در اين زمينه باشيم.
مديركل هنرهاي نمايشي در آستانه سال جديد و درحاليكه گمانهزنيها درباره رفتن او از اين اداره همچنان باقي است، برمبناي شعار سال 89، سال همت مضاعف و كار مضاعف، يادداشتي را در اختيار خبرگزاري ايسنا قرار داده است.
در اين يادداشت، پيشنهادات هشتگانهاي را حسين پارسايي در زمينه توجه به دانشجويان، كمبود سالنهاي نمايش، مهاجرت هنرمندان شهرستاني به تهران، نابرابر شدن عرضه و تقاضا و... مطرح كرده است.

او پس از چهارسال مديريت در سطح اول تئاتر كشور به 8 نتيجهاي دست پيدا كرده است كه شايد به جرأت بتوان گفت به ميزان تمام اجراهاي نمايشها در طول 4سال گذشته، اين موارد توسط رسانهها در قالب انتقاد و يا پيشنهاد مطرح شده بود اما در اين مدت كمتر توجهي از سوي اداره كل هنرهاي نمايشي و شخص حسين پارسايي نسبت به آنها صورت گرفته است.
در حقيقت بايد اين يادداشت پارسايي را متعلق به جامعه رسانهاي و نه دستنوشتهاي از او دانست. البته همينكه پس از گذشت 4سال و پس از انجام آزمون و خطاهاي مختلف؛ وي در نهايت به اين نتيجه رسيده است، جاي اميدواري و خوشبختي است.
اما با توجه به گمانهزنيهاي روزهاي پاياني سال و انتشار اخباري مبني بر تغيير مديريت اداره كل هنرهاي نمايشي، انتشار چنين يادداشتي در وهله اول بسيار عجيب و غيرمنتظره مينمايد و بيترديد هدفي جز رشد و اعتلاي تئاتر درپي اين يادداشت نهفته است كه اين انديشه چندان در متن يادداشت هويدا نيست.
بهعنوان مثال پارسايي به مواردي چون مهاجرت هنرمندان شهرستاني به تهران به عنوان يك نقصان اشاره كرده كه البته در اين مورد، وي مشوق و حامي اصلي هنرمندان مهاجر به تهران بوده است و اين انتقاد جز او به ديگران، كمتر وارد است.
هويتبخشي تالارهاي نمايش، واگذاري بخشهاي آموزشي، پژوهشي و ... به واحدهاي خصوصي و تدوين برنامه ساليانه از جمله طرحهاي مديريت پارسايي بود كه نتيجه مطلوبي درپي نداشت و حتي در زمينه تغيير كاربري تالارها، تبعات منفي زيادي چون از دست رفتن تالارهاي خورشيد و نو و... را درپي داشت.
به نظر ميرسد پارسايي با اين يادداشت قصد دارد توجه معاونت هنري و مدير آينده تئاتر را به مسائل و مشكلات موجود در اين عرصه جلب كند و سختيهاي طرح راه را از اين طريق مطرح كند.
انتشار چنين يادداشتي صرفاً تأثير زيادي در زمينه انتخاب مديركل هنرهاي نمايشي خواهد داشت: البته پارسايي يا فراموش كرده كه هنوز جزو گزينههاي معاون هنري قرار دارد و يا مطمئن شده كه از فهرست احتمالي اسامي مدنظر براي مديريت اداره كل هنرهاي نمايشي كنار گذاشته شده است.
سال88 براي تئاتر در حالي آغاز شده بود كه در حدود 6ماه قبل از آن، يعني در شهريور ماه حسين پارسايي، مديركل هنرهاي نمايشيساز رفتن سرداده و پايان سال87 را روزهاي پاياني فعاليتش در اداره كل هنرهاي نمايشي عنوان كرده بود
اما با شروع سال88 او همچنان در مركز حضور داشت و تئاتر كشور را مديريت ميكرد. با اين حال اما تقريبا همگان مطمئن بودند كه پس از انتخابات رياستجمهوري و تغيير وزير ارشاد و با توجه به وجود موجي از نارضايتي در ميان هنرمندان تئاتر و پايان عمر 4ساله رياست پارسايي، هدايت قافله تئاتر به شخص جديدتري خواهد رسيد. اما او همچنان تا پايان سال 1388حضور داشت و گمانهزنيها و ميروم ميرومهاي پارسايي تنها بر صفحات روزنامهها خودنمايي ميكرد.
پارسايي در سال88 همچنان در ترديد رفتن و ماندن باقي مانده بود و از اينرو حتي در مراسم روز خبرنگار يعني 17 مرداد1388 به خداحافظي از خبرنگاران پرداخت و اينبار شهريور 88 را پايان حضورش بر مسند اداره كل هنرهاي نمايشي اعلام كرد تا سرانجام ثابت شود كه او قصد رفتن در شهريور ماه را داشته اما سال مدنظرش را اشتباه عنوان كرده است.
نشست همانديشي دانشگاهيان و هنرمندان اگر هيچ منفعتي براي دانشجويان، هنرمندان يا تئاتر دانشجويي نداشت، اما حداقل براي مديران امروز و ديروز داراي فوايد زيادي داشت. حاضران در سالن به اين نكته پي بردند كه مديريت تئاتر در چه حال و روزي است و عدهاي ديگر توانستند برداشتهايي از پشت پردههاي صحنه تئاتر و مديريتش داشته باشند.
عدهاي هم به اين نكته پي بردند كه تمديد نشدن حكم دبيري جشنواره فجر در آينده ميتواند چه تبعات منفياي داشته باشد. در زير اشارهاي گذرا داريم به برخي از نظرات و صحبتهاي مديران، دانشجويان و هنرمندان حاضر در نشست:
نيم ساعت پاياني نشست همانديشي هنرمندان و دانشگاهيان را بايد جذابترين بخش اين همايش چهار ساعته دانست. در حقيقت در همين نيم ساعت مشخص شد كه هدف اصلي از برپايي اين نشست، نه تئاتر دانشجويي و نه دانشجويان بلكه تسويهحسابهاي شخصي و قديمي بوده است. در حقيقت اين نشست تريبوني براي مدير كنار گذاشته شده از سيستم مديريت تئاتر بود كه از پيش برنامهيزي شده بود و حتي دانشجويان و اطرافياني هم در اين زمينه توجيه شده بودند تا برخي مسائل را مطرح كنند و از قبل طرح چنين موضوعاتي نمراتي منفي در كارنامه مديريتي رئيس مركز هنرهاي نمايشي به ثبت برسانند؛ همان عملي كه در علوم رسانهاي از آن به عنوان سياهنمايي تعبير ميشود.
در حالي كه دانشجويان در آخرين لحظات نشست، انتظار دريافت پاسخها را ميكشيدند و اميدوار به پاسخگويي اعضاي شوراي تئاتر دانشگاهي و مديران مركز بودند، اما مجيد سرسنگي، مسير بحث را به انتقاد از عملكرد مديريتي پارسايي تغيير داد تا بر همگان روشن شود كه علت حضور وي در اين نشست چه بوده است.